۱۳۸۵ مهر ۲۹, شنبه

زنانگی

سلامی با طعم خوش بودن
اینجا امروز مهمون بازی بود و حسابی دنبال ماجرای شام و اینها
خستگی یک طرف. اما این‌که احساس کنی یک مسیر سخت رو بالاخره تا اینجا رسیدی و رضایت داری یک مزه دیگه‌ای داره


دنیایی هم که ادای مردها رو در بیاریم ، پاز آخرش زن هستیم با ذات کامل زنانه. غیر از این باشه شاد نیستیم
تقسیم کردن
محبت لای نون یا خونه‌ای رو گرم کردن فقط هنره یک زنه. حالا دنیایی شیک یا مردونه باش
تو فقط می‌تونی سرخودت رو کلاه بذاری و حقش‌رو بخوری
چون این سهم روحی است که در تو به تجربه آمده

زن مقتدر باش. اما وا زده نباش
غذای خونواده رو باید با عشق پخت
باید زیبایی رو به خونه آورد . دلبری و لوندی رو بلد بود و به تمام زن بودن رو بلد بود


زن مرد نما یک عدم بهداشت روانی است که از سرکوب‌های اجتماعی شکل گرفته

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...