۱۳۸۵ آبان ۷, یکشنبه

از یاد تو برم


تنها ترین من
تنها نذار منو

تنها سفر نکن
سفر نکن

این دل شکسته‌ی از یاد رفته رو
دیوونه تر نکن

اینهم شاید خطی چند از عمیق ترین زخم روحم
.حالم بده دیگه روح و جسم و همه چیزم ریخته بهم
قراره این جناب جبرئیل هم این ابلاق رسالت رو نیاره که من دیگه اینکاره نیستم

دخترم ترکم کرد

کم گریه کن گلم
من کم تحملم

حرفی بزن گلم

من کم تحملم

با من بمون گلم من کم تحملم
باگریه های تو روزهای شاد از یاد می روند
کم گریه کن گلم
من کم تحملم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...