۱۳۸۵ مهر ۲۳, یکشنبه

خوشبختی

علی دوباره تا سال دیگه به تاریخ پیوست
این‌موقع و شب قدر رفت تا ترتیب کارمون رو بده

ما موندیم و واقعیت زندگی در لحظه‌ی اکنون
با عشق، بی عشق. تنها، رسوا. مومن،کافر. انسان، شیطان. خدا

سخت بگیری، روزها کش میاد. ساده بگذری، گندش در میاد

باید حضور بود بی مکافات

هرچیز در هستی بهای خودش رو داره
ساعت‌ها و لحظه‌ها از عمر میره و همچنان حیرانیم

همه در پی خوشبختی، ولی نقشه‌ای نداریم

تجربه‌ای از خوشبختی نداشتیم و با آدرس‌های دیگران در جستجوی خوشبختی هستیم
شاید به درد من نخورد؟
بهتر نیست لیستی از مجموعه‌ی خوشبختی بسازیم که لااقل هستی بدونه چی لازم داریم ؟

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...