۱۳۸۵ آبان ۵, جمعه

اصلا هیچکی منو دوست نداره

من که خداوکیلی دو روزه حال ندارو بیمارم
از قدیم گفتند ناز کش داری ناز کن نداری. دست و پات رو دراز کن

من همین بگی یا نگی تو همون پزیشن درازم

ای داد بیدا اصلا از اولش هیچکی منو دوست نداشت

فکر کن ماجرای حمله صدام اینطور ساختمون ما رو تخلیه نمی کرد
که خیر بیماری من کرد

آخه آخ خدا روت می‌شه تو چشم من نگاهی کنی و حس کمال برت داره؟ شیش طبقه آپارتمان مونده و یه نیمچه آدم مریض

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...