۱۳۸۵ مهر ۲۰, پنجشنبه

شب‌قدر


می‌دونی مذهبی نیستم
حساب کتاب مرگ رو برابر با تولد در جهان دیگه یا برگشت به همین جهان تا انسان کامل شدن و رجعت به کانون الهی می دونم
اما یک شب‌هایی هست که هر جور حساب و کتاب کواکب و دل خودت و حال هستی رو در بیاری ، شب‌های خاصی است . در کل سال هیچ زمانی به‌قدر این چند شبانه روز در سرنوشتم کارساز نبوده
از هیچ کتاب و رساله‌ای هم حرف نمی‌زنم جز تجارب خودم
این ایام همیشه برای من یک مرز بوده مثل صراط که باید از خودم می‌گذشتم! حتی مرگم هم در این ایام بود
نه فکر کنی چون باورش دارم در زندگیم کار کرده . نه به جان خودم
تازه امثال تونستم با این‌همه اهن و تلوپ روشنفکرانه لنگ رو بندازم و اعلام تسلیم کنم
امسال تازه یادگرفتم ، جدی بگیرم
مواظب تصمیم گیری ها و انتخاب هاتون در این ایام باشیم
که ایام صراط است

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...