۱۳۸۵ آبان ۳, چهارشنبه

دل اصیل

آخ خوشا به حال دلی که هنوز بلده ،
 بتپه ،
تنگ بشه و بیقراری کنه یا حتی پر بکشه
به خدا باور کن
گذشت زمونایی که زن‌ها در اندرونی عشق می‌کاشتند و در بیرونی برداشت می‌کردند
یا مردها از عشق یک زن شهری رو به آتیش می‌کشیدند.
 باید دله چند تا از این جوون‌های قدیم رو به یادبود عصر طلایی منجمد کنند.
شاید با پیشرفت علم پزشکی با یک ذره‌اش تونستند دنیایی رو عاشق کنند
مگه خبر نداری که دل‌ها همه ویروسی شدن و نمی‌تونند یک‌جا بند بشن.
همه مسیرهای گذرا و یک‌نواخت. تکرار و تکرا و یکنواختی خسته کننده
این پرودند بسته می‌شه .
 پرونده جدیدی باز می‌شه
در مورد جامعه نثوان هم همین‌طوره نه گمان برید فقط با اولاد ذکور آدمم
دل‌ها به پشیزی دیگه ارزش نداره .
 کاش می‌شد به عقب برگشت و در صد سال پیش زندگی کرد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...