۱۳۸۵ مهر ۲۶, چهارشنبه

سلام


خب حالا چی فکر می‌کنی؟ 
که طرف دایورت کرده امین آباد؟
میگم که جرات کنی تو هم بگی.
تا حالا که نگفتی کجا رو گرفتیم؟
بذار باور کنیم جادوی کلمه و انسان خدایی رو
همه در شعار قبول دارند ولی در عمل قلبا باورش ندارند.
 برای همین هم جواب نمی‌ده
باید جرات کنی که باور کنی
تو اتفاقی نیستی چون از روح او هستی
او در تو به تجربه عشق به زمین آمده.
شرایط خدایی رو فراهم کن
بیرون زتو نیست هرچه در عالم هست
در خود بنگر هر آنچه خواهی در تواست
جهنم جایی است که تو او را محبوس و نفی کردی
این یعنی کفر. که تو بدانی و انکار کنی
در آینه همین حالا به خدای درونت سلام کن
خواهش می‌کنم دوست من. این‌کار رو بکن

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...