۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

بی ربط، عادت می‌کنیم



وای
چه بده که ما این‌طوری عادت می‌کنیم
به رفتن‌ها
نبودن‌ها
نگشتن‌ها
نخواستن‌ها
و چه بد وقتی به این نقطه رسیدی، ببینی کجا ایستادی؟
درش شاد هستی؟
نیستی؟
عادت کردی و بهش چسبیدی؟
یا یه چیز دیگه است که می‌ترسم بگم و غیر انسانی باشه
یا
صادقانه به خودت بگی: خب شاید یه وقتی آره
اما خب حالا دیگه نه‌آره
احساس ، عواطف وابستة تکرار و تاچ و ماچ و بودنه
وقتی این ها نباشه چیزی از یک اتفاق نمی‌مونه
و من چه خالی در این انتظار به سر می‌برم
خدایا نگهم دار

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...