۱۳۸۸ آبان ۸, جمعه

خوبه، نه؟





فکر ‌کردم

فراموشی چه‌قدر خوبه
نه؟

شاید

بشه

عاشق شد؟

چند ساعت تا عاشقی باقی‌ست؟

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...