۱۳۸۵ مهر ۹, یکشنبه
در گلستانه
این مرحوم نظامی.
سایر رفقای کلوپ خالی بندون شعرا از عشق.
تصویر رسم کردمد که تا عمرمان برود هم نمیتوانیم از کابوس آن رهایی بیابیم
عشق با فراق و اشک و ناله
عشق با آه و کاسه و پیاله
عشق با زد و خورد و گلایه
این آقایان چنان مسئولیتهای دشواری بر دوش معشوق مادر مرده گذاشتند که کی در این زمانه حال کشیدن اسارت در بیستون و یا حبس در چاه رو داره ؟
جنس نایاب شد
فقط بیخودی سختش کردیم ؛ وگرنه هرکی یه ذره دلت رو لرزوند بدون برات جاذبه اولیه رو داره . بعد ببین مشترکات تو با او چیه و تو چه شخصیتی کنار او از خودت رو تجربه میکنی؟ شخصیتی که با او داری را دوست داری ؟
همین جاست ، پارکش کن
البته درد بزرگتر پیدا کردن جای پارک به قد و قامت ماشین است . بعد اینکه با چند فرمون مجبوری ماشین رو جا کنی ؟
اصلا مقدار جاذبه ، ارزش پارک کردن داره یا نه ، اگه نه ولش کن
با سرعت گازش رو گرفتیم و از ویترین ها میگذریم . غافل از اینکه همه خود داخل ویترینها منتظر نشستند . اینطوری نه تو از تنهایی در میآیی نه جنس از پشت ویترین
لاجرم جنس بنجل و لو کلاس میشه چون از مد افتاده و لازم نیست برای استفاده یا خریدش به خودت زیادی سخت بگیری
اینجا به طور حتم لذت بازیهای عاشقونه رو هم از دستخواهی داد
زندگی آبتنی کردن
در حوضچه اکنون است
تا شقایق هست زندگی باید کرد
آب را گل نکنیم
کمایی سخت دردناک
چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟ یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟ خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...