۱۳۸۵ مهر ۱۶, یکشنبه

اخ و پیف



بعد از این‌همه صغری کبری چیدن یادم رفت بگم ، هم‌چنان حالم خوبه و دوستی‌مان با خدا باقی است دل‌مان کودک و روح‌مان شورانگیز
زندگی زیباست ؛ باور کن . هر لحظه‌اش شاهکاری بی‌همتاست . کافیه بدونه قضاوت دنیارو نگاه کنیم
سعی نکنیم از پیش فکر این و آن را بخوانیم یا حدص بزنی
زندگی زیباست
عاشق هرلحظه این سهمیه‌ی الهی هستم . مافرزندان خداییم و حق انتخاب داریم
ماییم که با رنگ‌های چرک و سرد تصاویر دنیا را باور داریم
آسمان هنوز
رنگ نقاشی‌های کودکی است
سبز همان سبز و
صورتی با بنفش یکی نیست
غروب نارنجی و بنفش و آبی و صبح یک دست طلایی است
راستی امشب یه کار توپ کردم
نیم‌ساعت بین درخت‌های پارک چرخیدم بعد حس کردم انگاری یکی از اون‌ها آشناست ، بغلش کرد . محکم چسبیدم به درخت کلی حال کردم و تازه شدم
روحم سبز شد ، درخشیدم
اما توپ‌تر اون‌هایی بودند که از اون‌جا رد می‌شدن . سنگینی نگاه همه رو می‌شد حس کرد .

من کار خودم رو ‌کردم . بذار این‌هام تا دو روز برای هم تعریف کنند یک خل‌مشنگی سفت چسبیده بود به درخت . چه عیبی داره ؟
خانم والده هم گاهی به‌من میگه : مفرح ذات
بعد به خودم سور دادم و با هم رفتیم کافی شاپ
یک هات چاکلت خوردیم و به کودکی مون خندیدیم
اگه تونستی درخت و بغل کنی بدونه اینکه اهمیت داشته باشه چه قضاوتی می‌شی ؟ تو آزاد و سلامت هستی
اون‌ها من‌رو از یاد می‌بند
مردم گرفتارند
اما من تجربه بغل کردن این درخت ، با موقعیتی‌ که دارم رو هرگز از یاد نمی‌برم
سال‌ها طول کشید تا به اینجا رسیدم ، باید می‌دیدی چه اخ و پیفی داشتم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...