۱۳۸۵ مهر ۱۶, یکشنبه

کودک مامان


امروز اين خانم والده گير داده بود
هي ميگم : مادر من قربون هيكلت بشم ، ريزه ميزه ، من . چیزیم نیست . حالا اگه اصرار می‌کنی می‌خواهی یه چیزیم بشه ؟
تو آدم سابق نیستی . دیگه اون دخترمن نیستی
ماشاالله به این مادر من ! هنوز منو دختر کوچولو می‌خواد
مامان ما هر روز هر ساعت عوض می‌شیم . حتی حس‌ها و عواطف‌مون ثانیه‌ای رشد می‌کنه . چطور باید به خودم خیانت کرده باشم حتی تلخه یک‌سال پیش باشم ؟
موهاتم که می‌زنی شخصیتت عوض می‌شه ؛ فرمت تغییر می‌کنه حتی حست از خودت
مرگ و زندگیهر لحظه در ما در حال تجربه است . سلول‌ها هر لحظه جایگزین میشه و ما عوض می‌شویم
پارسال یکی گفت تو از ده‌سال پیش تاحالا هیچ عوض نشدی ! فکر کرد داره تعریف می‌کنه و منم الان ، حال می‌کنم
وحشتناکه ! یا ده‌سال پیش به خودم خیانت کرده بودم یا حالا به ده‌سال پیش ؟

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...