۱۳۸۵ مهر ۱۵, شنبه

گیشه




گیشه معمولا سطح فرهنگ جامعه رو نشون میده . قبل‌تر با دیدن فیلم های باستانی فارسی صدسال پیش ، درصد آی ـ کیو جماعت وقت به زیر سوال رفته‌بود
امشب دیگه شاهکار و بی‌نظیرشد
دو کانال باهم دوفیلم نشون می‌داد که در یک زمان ساخته شده اما با زبان دو قشر متفاوت ضعیف و غنی ، روشنفکر
در امتداد شب
دیگری فیلمی به بازی آقای وثوقی و خانمی که نمی‌شناسم . اسم فیلم هم نفهمیدم
امابه نکات ظریف و جالبی برخوردم
پسره ، اول اندازه‌اش یک‌بار دیدن و جواب‌نامه گرفتن از گوگوش بود . با روی اهدائی سرکار خانم تا به حدی پیش میره که غیرتی هم بشه
اینه که میگم مردهای ما بعضی‌شون ، سخت بی‌جنبه‌اند
دومی دوچرخه‌سوارها وسط کوچه تنگ مزاحم خانم شده بودند که بیست‌بار این چادر رو باد داد . یک‌هو بهروز خان میرسه و خدمتی می‌کنه و دختره آخرش میگه : مرسی
صد بار تکرار می‌کنه : گفت مرسی . گفت مرسی
تا صبح درو رویای خانم بود و با بچه‌های قد ونیم‌قد و کاسه گلی و ماست ونون در دست ، مظهر مردانگی و عزت آقایان اون زمونه بود
با خانم زندگی کرد و عاشق بود . تا صبح صد در صد عاشق شده بود بعدش نفهمیدم چی شد ؛ ولی حتما کار از یک مرسی به خون و جنایت هم رسیده ؟
چقدر بعضی از این مردها بی‌جنبه‌اند به‌خدا ؟
این نثل ، انقلاب رو باسادگی به سرانجام رسوندن
هندی‌ها فیلم اگه کمتر از سه ساعت و رقص و آواز هم نداشته باشه . سینما رو به آتیش می‌کشند
این‌هام حتما گیشه جواب میداد که ساخته شده ؟

از این جماعت نکبت دلم گرفت

    من ترسيدم.  من خیلی خیلی وحشت‌زده هستم.   آخرین فیلمی که با بخش چندش و و حشت ذهنم چنان بازی کرد که قادر به ادامه تماشای ان نبودم فیلم نو...