۱۳۸۵ مهر ۱۷, دوشنبه

تو بخواه



یک دعای خیر یک انرژی مثبت بهترین هدیه برای من . انگار شناورم و موجی سنگین به‌طرفم میاد ؟
منظورم از سنگین لزوما منفی یا تاریک بودن اون نیست . یک اتفاق بزرگ شاید ؟
می‌دونم داره یک چیزی می‌شه ! این خانم والده همیشه میگه :تو کفر میگی
خدارو چه دیدی شاید نظریه‌ی کارشناسی سرکارخانم درست بود و همین روز‌ها سوسک شدم ؟
اگه خبری ازم نشد ، بدون یا سنگ شدم یا از خوشی دارم خفه می‌شم
اگه خبری هم شد که طبق برنامه پاتوق برقراره
همه ما این حس‌ها رو داریم و با تعاریف ساده ردش می‌کنیم
اگه به حضورمون توجه داشته باشیم و نشانه‌ها رو جدی‌تر بگیریم ، خیلی کارها می‌تونیم بکنیم که به تصور ناید
می‌شه ساحرانه زندگی کرد
نه با جادو که با نیرو امکانات بی‌نظیری که داریم و ما رو راهنمایی می‌کنه تا همیشه یک قدم جلوتر از حدوث باشیم
کمی به خودمون توجه کنیم و هی نگیم
ما نمیشه
ما سخته
ما ممکن نیست
خواست تو قانون است و خداوند
تنها در لحظه اکنون حضور دارد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...