۱۳۸۶ فروردین ۱۸, شنبه

خدایا نگاهم کن


دلتنگم
غریب و سخت عاشقانه، دلتنگم.

تصور تلخی است که تو عاشق کسی باشی و ندانی کیست؟ 
از بی‌عشقی وامانده و از دلتنگی درهم پیچیده
خدایا صدای اذان برخاست.

به‌سوی تو می‌آیم
اما، به حرمت و عظمت نام کبیرت که در فضا جاری‌است. 

تنهایی‌هایی‌ام را پایان بخش

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...