۱۳۸۶ اردیبهشت ۵, چهارشنبه

اهلی





شباهت و گاه احساس خویشی من به این روباه معروف شازده کوچولو باعث می‌شه،
گاهی جملات طلایی که بین روباه و شازده کوچولو رد و بدل و گویی جانا سخن از زبان ما می‌گویی
را اینجا بذارم غر نزنید!
هنوز کار من به بیچارگی این تی‌وی های لوس‌آنجلسی نرسیده که بخوام کار تکراری بذارم
ولی جان من ببین، زندگی در نهایت غیر از این هم آرامشی داره؟

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...