۱۳۸۶ اردیبهشت ۸, شنبه

مام بازی؟


دیگه این غیبته داره شایعه ساز می‌شه. نظرت چیه؟
به شایعات دامن بزنم و کمی شیطنت کنم،
خالی از لطف نیست.
اگر من بتونم از اینجا به پایتخت موجی ایجاد کنم؛ پس حتما دمم گرم؟ امروز یکی از صدقه سر اداره مخابرات که،حالا ما که بخیل نیستیم. ولی اگه واقعا تنهایی اگه کاری چیزی لازم داشتی سه ساعته اونجام. و ممانعت من از رابین‌هودد بازی رفقا، شک اطرافیان را بیشتر کرده. گفت:
ببین ، خودتی. خب؟

فکر کردی کارمند اداره ازمابهترونیم پنهون می‌کنی؟
گفتم: نه نمی‌خوام دست زیاد بشه. خب آدم باید خودش عاقل باشه. گیریم من دارم آپولو هوا می‌کنم. اگه لازم بود از طریق رسانه‌های ماهواره‌ای و حتما همین‌جا اعلام می‌کردم
به همان قسم که برای اندرونی‌تان حرمت قائلید، به حریم حرم دیگران پابرهنه وارد نشوید
حدایش ما کجاییم؟ اینا کجا؟
بیرونم اینا رو سوزونده
درونم خودم رو به آتیش کشونده
خدایا پناه می‌برم به‌تو

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...