۱۳۸۶ فروردین ۲۴, جمعه

ببار


به‌خدا به این سادگی‌ها نیست
نمی‌شه عشق درونت باشه ولی ابر بمونی! ابری که فقط سایه می‌کند و بارشی نخواهد داشت. ابری دم‌ کرده و خفه. ذرات آبی محبوس در ظاهر ابر
باید آب بود. از روزن‌های کوچک عبور کرد و به اعماق رسید. آب بالا نمی‌رود از میان موانع بسیار راهش را باز می‌کند تا خود را به سرچشمه برساند. جاری است و پویا اگر راکت بماند می‌گندد


خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...