۱۳۸۶ فروردین ۲۵, شنبه

دور از جون شما



جدی که بعضی از شما آقایون گرام چه جنس سختی دارید؟ وقتی فشرده دنبال پرونده هستند و تو محل نمی‌ذاری، می‌خواهید زمین و زمان را بهم بریزید تا به خواستهء مورد نظر برسید
حالا حتی اگر طرف مربوطه در نیمه راه توقف کنه و بپرسه:
چی‌میگی؟
کافیه که کلی به خودتون مغرور بشید و نصف راه آمده را برگردید. ولی تا وقتی مشترک مورد نظر آنتن نمی‌ده و شما همچان در تدبیرتا به واسطه حی‌یل مختلفه به شکار مذکور برسید.
در این نبرد؛ شما پنجه‌ها و دندان‌ها را تیز می‌کنید و بانوان گرام، هنر کمین و شکار می‌آموزند

اینطوری صدسال سیاه هیچ‌کدوم عشق را نخواهیم یافت
حالا باز تله پهن کنید. عشقی که صیاد لازم داشته باشه کوتاه و اندک خواهد بود و نه گمانم واژه عشق به آن تعلق پذیرد؟
وقتی عشق نباشه، نه هیجان زده بیست‌بار پشت پنجره می‌ری یا به ساعت نگاه می‌کنی. نه دلیلی برای هزار دفعه مقابل آینه ایستادن دارم؟
همینه که تنها می‌مونم چون چیزی که مال من نباشه، مال من نیست و خودم را براش به آب و آتیش نمی‌زنم. چشمم کور دندم نرم تنها می‌مونم و به قول مش قاسم«زیر بار این بی‌ناموسی‌ها نمی‌رم » مسئولیتش را هم پذیرفتم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...