۱۳۸۶ تیر ۲۰, چهارشنبه

ممنونم


بلد نیستیم
یعنی یادمون ندادن
بهترش اینه غرورمون ترجیح می‌ده طرفش نره. که، پس از بدرود به کسی که شیرین ترین لحظات را با او تجربه کردیم. بگیم:« ممنونم» چون تا وقتی مال منه، خب مال منه دیگه
وقتی مال من نیست. از اون امثال و حکم قدیمی راجع به دیگ و سگ و جوشیدن و اینا
واویلا از من. خدایا پناه می‌برم از من به تو
که دشمنی بدتر از من به من نیست


هم از خدا ممنونم؛ هم از تو

هم از همه اونها که در یکی از دوران‌های زندگی باید بهشون می‌گفتم ممنونم. از زندگی‌های قبلی یا بعدی
حتی برای دلتنگی‌هاتون
ممنونم
برای همه زیبایی‌ها و بودن‌های شیرین
ممنونم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...