۱۳۸۶ تیر ۲۳, شنبه

فنا در عشق


اگر واقعا می‌دونستی عشق چیه و می‌فهمیدی چطور بدون عشق ذره‌ای انرژی خلاق نداری؛ این‌طور بی‌خیال ازش عبور نمی‌کردی
عشق یعنی همین که بعد از چهار سال کار مداوم؛ منو کار داریم تو سرهم می‌زنیم و نتیجه‌ای حاصل نمی‌شه
از عشق دورمون کردن که خلقت را از ما بگیرن. دیدیم بهتره چهارچنگولی به تکبر و غرور بچسبیم تا احساس کسری نکنیم
ما از خودمون آویزونیم. از منیت، من
تا چشم‌مون رو به دنیا ببندیم
عاشقی کار هر کس نیست. عشق از من گذشتن و در او حل شدنه
عشق مثل عشقه دور تو می‌پیچه و در خود فنات می‌کنه. تا آمادگی دریافت نداشته باشی، در مسیرت قرار نمی‌گیره

بوي جوی مولیان