۱۳۸۶ مرداد ۱, دوشنبه

روز منفی



یه روزهایی امواج کیهانی و حتی طبیعت و زمین، مناسب ریتم ما نیست. مثل دیروز من که حسابی کم آورده بودم.البته جای شکرش باقی است که به رازش پی بردم. گرنه در قدیم الایام رکوردار خودکشی در فامیل بودم. که بیشتر مربوط به ریتم لوسی من بود
تا امواج کیهانی
امروز معجزه‌ای نشده. اسب بالداری سوار رویایی‌اش را برایم نیاورده. در قرعه کشی بانک هم برنده نشدم. اما، حالم خوبه
اون روزاصطلاحا به روز بن‌بست‌ها معروفه. یعنی همه چراغ‌ها قرمز و هر چه دست‌انداز و چاله چوله است. گذاشتن در مسیر ما و کسی بله به زبونش نمیاد
همه ما اینطوریم. مواقعی که چیزی باب میل‌مون نیست و اون مکان را ترک می‌کنیم و در اشکال حاد تر مثل من عضو یکی از بخش‌های اورژانس که دائم آماده ترک جهان هستند
یعنی، کافی است مطلبی باب میل و مراد در نیاد. نه تنها طرف یا سوژه مربوطه نفی و طرد می‌شه. بلکه جهان و همه امکانات کشف ناشده‌اش به درک واصل می‌شه
وای چه خودخواهی بزرگی! فقط خدا کنه، روزی هستی منو بیخ دیوار گیرنندازه که، تو برای من چه کردی؟

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...