۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

انواع انگل



بالاخره به میمینت و مبارکی این شب گذشت
ولی عجب شبی بود.
فکر کن
فکر می‌کردم برق کل منطقه می‌ره، نگو فقط برق خونة من بود که جنی شده بود
بالاخره با همت و هم‌یاری نگهبان متوجه شدیم یکی کرم ناجوری به جانش افتاده و از بیرون با فیوز خونه ور می‌ره
خب یکی نیست بگه، جانور من که برم و باشم به حال کسی فرقی نمی‌کنه
با ماشین هم نیومدم که بگیم اومده بودی دنبال ماشین بردن
خود دیو سفید هم نمی‌تونه با این همه حفاظ و اینا
وارد این خونه بشه
می‌مونه نوعی انگل که در وجود آدم‌ها زیست می‌کنه و از
افتادن زمین مردم می‌خندن تا بلایای و ناگهانی و اسمش را لذت می ذارند
از دوست و رفیقی که از شادی یا رضایتت رنج می‌بره و دنبال درآوردن اشکت تا .......خانواده و همسایه و ......... از رنج تو لذت می‌برند
گرنه درباره اعمال ، تفکرات، و توهمات‌شون جدی تر فکر می‌کردند
که خب گیریم حالش رو گرفتیم، پوزشم زدیم
بعد چی؟
ها؟
با شما هستم رفیق شفیقی که نمی‌خوام اسمت را ببرم
حالا همه راضی و راحتید؟
الهی شکر نیستم تا
کسی بتونه به زندگی و عشق‌ها و توهمات فردی‌ش نام من را بنویسه
نه شوهری در خطر و نه عشقی به یغما می‌ره
عشق‌هاتان جوشان در حد فوران
روانتان آزاد و رها
دل‌هاتان شاد
مام این‌جا فقط تاوان اون قدیما رو می‌دیم که یه‌پا کابوی بودیم و شیش لول می‌بستیم را می‌دیم که
حال چند تا از اینا رو گرفتیم و
هنوز دست بردارم نیستند
به محضی که بفهمند این‌جام
شبونه میان حالم رو می‌گیرند
خدایا انواع انگل را از وجود جمیع اولاد آدم پاک بفرما







کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...