۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

لطفا اراده فرما





فکر می‌کنی چی می‌تونه این آدم از هم گسیخته را جمع کنه؟
هوشیاری از وضعیت موجود؟ فهمیدم. اوضاع سه و باید جمع بشم و برم بیرون
چی می‌تونه کمکم کنه؟
حتا یه چیزی در حد، یک فال خوب
یک ذره امید
یه خبر خوب
یه موج انرژی تازه
یه کلام عاشقانه
اوه این دیگه معجزه شد
یه چیزی
خدایا یه چیزی برسون که پر انرژی از خونه بزنم بیرون
این موقع‌هاست که خاصیت حضور عشق در زندگی هویدا می‌شه
هیچ فکری قدرتمند تر از عشق موجود نیست
تو می‌تونی عشق داشته باشی
و مثل لودر بکنی و بری جلو
از هیچی هم باکت نباشه
حتما یه جرمی یه جای حساب کتابای هستی مرتکب شدم
که این موهبت حیاتی را ازم گرفتن؟

ببخشید اگر شما هنوز ساکن عرشی
یه نگاه هم به ما بکن که مقیم فرشیم
اندک
خرد
هیچ و تو همه چیز
خالقی و عالم به ارادة توست
لطفا اراده فرما

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...