۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

آتیش بازی




اما شب
یکی از تفریحات شبانه اینجا، آتش بازی‌ست
منم و ساعت‌ها میخ شدن به آتیش و ور رفتن و زیر و رو کردن گل انداختة گر گرفته
تازه این که چیزی نیست
حاضرم با تمام فامیلای دیو سفید و کل منطقه طبرستان هم معاشرت و مماشات داشته باشم
ولی کسی حرفی یا چیزی یا خودش رو بهم تحمیل نکنه
منم که آخر رو
دیشب تا حالا در گزارشات من کسی دیده من کمک بخوام؟
یا به امدادات غیبی محتاج شده باشم؟


واقعا که بعضی چی ...........؟

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...