۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

عصرانه‌ای با عطر نان داغ




تازه از طرف یکی از دوستان رسیده
من‌که خیلی حال کردم و کودکانه خندیدم
لذت بردم
و مثل همیشه حیفم اومد تنهایی لذت‌ها را در پستو ببرم
گفتم با هم دیده باشیم
تا به وحدت وجود نزدیک بشیم


خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...