۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

عصرانه‌ای با عطر نان داغ




تازه از طرف یکی از دوستان رسیده
من‌که خیلی حال کردم و کودکانه خندیدم
لذت بردم
و مثل همیشه حیفم اومد تنهایی لذت‌ها را در پستو ببرم
گفتم با هم دیده باشیم
تا به وحدت وجود نزدیک بشیم


صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...