۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

تو چشم بذار




خیلی نامردیه
خسته‌ام
می‌خوام برم باقی مونده عمرم و برای خودم زندگی کنم

نه؟
یا آره؟
خودم و سهمم از عشق مونده ها؟
قرار تجربه‌ای که براش اومدم زمین؟
خسته‌ام
کاش بشه برم
نه به سبک معجزه
مدلی که نیمه‌ای ویران نذاشته باشم
مثل آدم
سبک
برم و از نقشة جغرافیای شرق تا غرب صبر خدا
یک‌هو پاک بشم
وای
چه حالی می‌ده
از بچگی عاشق قایم موشک بازی بودم
تو چشم بذار من قایم بشم
چنان قایم بشم که تا قیامت نتونی پیدام کنی
تو چشم بذار


کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...