۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

تهی بین نرده‌ها با آسمان پر شد



فضای خالی
میان نرده‌هاست
که نردبام را به مقصد
می‌رساند


و من که مدام تکرار می‌کردم
این همه خیرات زندگی‌ست
و تنهایی و تهیای بین نرده ها را قورت می دادم
نبود نرده‌های تنگ هم و نزدیک تر را
پای قسمت
و توقف را
نشانه‌ای می‌گرفتم
برای ماندن یا حرکت می‌گرفتم
و در مسیر آسمان می‌جَستم
حال تهی بین نرده‌ها
با آبی آسمان
پر شد
متوقف می‌شوم
نه که
باید به پشت سربرگردم؟

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...