چهارتا رعد و برق زد، هر چه آژیر بود به صدا افتاد
پشت بندش ماشین پلیس
تو گویی بشقاب پرندهها حمله کردن
رعد و برق فقط،
رعد و برق ولایت طبرستان
اول نورش میآد، تو گیجی در انعکاس این نور شدید
بعد خودش میاد و کوه رو میلرزونه
دروغ چرا؟.تا قبر آ آ آ
هنوزهم از طوفان و رعد و برقهای چلک میترسم
هربار فکر میکنم الانه است که شیروانی رو بکنه و با خودش ببره
بعد با خودم میگم:
خره
بیست ساله این کنده نشده.
چرا باید همین امشب که تو اینجایی کنده بشه؟
بعد نگاهم بر درختانی مینشینه که خداد ساله اونجان و هنوز طوفان نشکسته
همینطوریها به خودم دلداری می دم
اگه سرما هم نباشه میرم وسط ایوان بزرگ بالا مینشینم و
به قول استاد، از اقتدار باد بهره مند میشم
بلکه کمتر بترسم
اگه بنشینی و فقط گوش بدی حتمن میترسی
بهتره براش بازی درست کنی
فقط اگه شانس بیاری و طوفان کابلهای برق رو از جا نکنه و تو تا صبح
بمونی وسط تاریکی جنگل
زوزهی گرگ و شغال
بخصوص شغالها سر هر نوبت اذان و ..... صدای بسیار بسیار عجیب
بیداری جنگل
لحظهای که تمام موجودات زندهی موجود ، با هم شروع به بیداری و تولید صدا میکنند
دل شیر میخواد
مال منم که نژادی از اول زور زده که شیر باشه
حالا راه افتادم
ولی اونسالهای قدیم
انواع فکر و خیال بر دیوارها نقش میبست
بانو والده طی یک تماس تلفنی، فرمودند:
اخبار گفته: بناست طوفان بیاد با سرعت صد کیلومتر
همین خبر کافیست تا خواب امشبم باطل بشه
کلی گلدون کشیدم عقب که یه چی نیاد از آسمون و سر شاخهها رو بزنه
لابد باید تا صبح تک به تکشون رو بغل کنم
شانتال کم ترسیده؟
حالا نوبت غصهی گلهاست