۱۳۹۳ اسفند ۱۸, دوشنبه

تا همین‌جاش




دوست عزیز که به سنت هزار ساله‌ی تمامی دوستان عزیز
هرگاه دچار کمبود انرژی می‌شه و دنبال یه گوش مفت می‌گرده که برای تمدید انرژی 
کل انرژی‌های منفی تولیدی پیرامون‌ش رو خالی کنه
یکراست اومد سراغ من
کلی جیغ، ویغ
داد هوار که آی:
منه بی‌چاره
منه بدبخت
هی می‌آم یه چی بگم
یه چی بپرسم که اصلن بفهمم موضوع چیه
مگه می ذاره
تا صدام درمی‌آد،
جیغ بنفشش درمی‌اد و نمی ذاره حرف بزنی و دوباره ادامه داستان
در نتیجه سکوت می‌کنم و توجهم رو می دم به صفحه‌ی تی‌وی و دنباله‌ی سعید و شورا
ته همه‌اش می‌گم:
پدر بیامرز تو از بابت یه چی ترسیدی که من نصفش‌ هم نمی‌فهمم یعنی چی
نه می‌ذاری حرف بزنم و نه حتا مجالی تا بهت بگم:
عامو اینا که گفتی یعنی چه؟
آخر همه‌اش که یه فرصت دست داد
گفتم :
ببین اول بگو اون اصطلاحاتی که گفتی معنی‌ش چی می‌شه؟
 تا بفهمم چنی ناراحتی و چنی باید دل داری‌ت بدم
بهش برمی‌خوره
قهر و اخم و تخم و می ذاره می‌ره که :
دستم انداختی؟
بابا   به کی باید بگم:
قرار نیست من همه چیز بدونم
ای مسلمونا
به خدا تا سر همین‌جاش بیشتر نخونده بودیم


صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...