۱۳۸۸ اسفند ۲۱, جمعه

ماشاءلله یادت نره




یه وقتایی
تو بی‌خبری
ولی همه چیز همون مسیری را در پیش داره که تو دوست داری
در نتیجه از هیچ سو هم صدایی نمی‌آد
و تو یهو از خواب می‌پری که نکنه
.....؟؟؟
زیر لحاف کرباسی
چمی‌دونه کسی، چه می‌کنه کسی؟
وارد ورطة توهم می‌شی و ساخت تصاویری تا جای ممکن عذاب آور و ...............................

خلاصه که بالاخره فرافکنی اون افکار و عده‌ای خفته را بیدار کردن
یعنی با چوب مسیری را که با سختی و زحمت هموار کردی
با دو حرکت به‌جا یا نا بجا از ریتم دلخواهت خارج می‌کنی






توپ می‌افته زمین دشمن
چه خوبه وقتایی که اصلا چیزی نیست که بخواهیم بدونیم
یا براش بترسیم یا این‌که چمی‌دونم

همونا که وقتی نیست و نداریم
حال‌مون گرفته‌ است که چرا یکی نیست ر به ر حال‌مون رو بگیره؟
بذاریم آب آهسته و روان به اعماق جاری بشه؟

بالکنی امساله رو ببین
ماشاءلله یادت نره


خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...