۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

خاموشی




از عصر اسماعیل و ابراهیم و حتا ایوب اینجا می‌نویسم و دلم خیلی چیزا می‌خواد
که خب بیخود کرده که بخواد و معمولا هم به جایی از دنیا بر نخورده
اما دیدی؟
کافیه یه سوتی بدیم و یادی از قدیما و یه سه‌ای درش باشه
به سیم ثانیه اجابت می‌شه

کدوم پست بود که یادوارة خاموشی‌های بچگی را گرامی داشتم؟
فکر کنم همین زیر میرا باشه. به هفته نکشیده
دیشب داشتم کار می‌کردم که
یهو برق رفت
درست ساعت 11:45 دقیقه شب
مام عین بچه آدم بدو بدو برق‌ها رو کشیدیم که یه بلایی مکملش نیاد
حالا تا فردا از انواع مختلف حالات مهرآسا، مهر آفرین، مهر انگیز....... هم بنویسیم
کسی در کائنات صدای ما رو نمی‌شنوه
راستی سلام
صبحت بخیر هم محلی
برق شما دیشب نرفت؟
روزت سرشار از شادی و اینا

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...