۱۳۸۷ تیر ۳, دوشنبه

روز زن


گلي جان
شعري براي تو به مناسبت روز زن سرودم
گرچه ميدونم که شعر من
در اندازه هاي وجود شاعرانه‌ات نيست

ای مانده در هوای.پاک صدای بودن
با او بهانه ای کن.اغاز تا رهیدن....فرجام نقش و تندیس.اندیشه ای به پا کن
با دست خوش اهورا. در این کویر سودن....از نقش تا به تندیس. یک قالب دگر زن
از اعتبار هستی...از لحظه های بودن..اشراق عارفانه.با کس نمیتوان گفت
الا به دلسپاری..چون کوه استدین
دیوانه گون من و من.پرواز دیگری شد
درانتهای مستی..شوقی به سر دویدن.(شعر من)..تقديم با مهر و احترام بايسته قلبي

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...