۱۳۸۷ خرداد ۳۱, جمعه

عشق قانونی

ما از عشق فقط تصاحب و مالکیت یادگرفتیم. گو اینکه اولش همه اوپن‌مایند فقط دنبال عشقند، اما این اولشه، تو باور نکن
کی گفته عشق یعنی حسادت و قداره کشی؟
کی گفته عشق یعنی تصاحب و مالکیت و آینده؟
کدوم آینده؟
کدوم تضمین. مگر می‌شه بابت احساس تعهد داد؟
من حسم حتی نسبت به دخترهام بالا و پایین می‌شه و نمی‌تونم در هر شرایط یه جور نگاه‌شون کنم
گاهی کریمم و بخشاینده و گاه جبار و قلدر
امنیت و ضمانت در عشق زمانی مطرح می‌شه که می‌فهمیم عشقی درکار نیست و باید هرجور شده چارمیخه‌اش کرد
عشق یک اتفاقه، جاودانه نمی‌مونه مگر به ندرت یا در خواب و خیال یا در مرگ و فراغ
اصلا وقتی عشق شد که مثل فرهاد یا مجنون در او فنا شد. نه این دلتنگی‌های سطحی که اسم عشق بهش دادیم
حالا چی می‌شه که بانوان گرام بابت امنیت خاطر در عشق دنبال ازدواج می‌افتن؛ چیزی‌ست که هرگز سر در نیاوردم
ازدواج تابع قانون و قانون از تو حمایت می‌کنه
اما هیچ قدرتی عشق رو زوری حفظ نمی‌کنه
عشق عمیق و ریشه داره. اما امنیت، نداره

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...