۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

ماچ‌ت کنم؟


خدا
چقدر دشمن داری
دوستات هم که ماییم
یه مشت علیل بدبخت که در حقشون دشمنی کردی.

خودت مصیبتی
گریه کن نداری
تنور اونا تافتونی بود تنور تو سنگکی
کله تو هم شده، کوم بوزه
ای
چشی تر کردیم.
صوابش برسه به داش حبیبم
که بعد، مرگ آقام نشست پای مصیبت من

جمعه ، جمعه آقام و
شنبه شنبه آقامه


بازار زرگرات، کو؟
آتیش گرفت
می‌خرم برات، بی ترش و

اولیش نبودی
اما بدون، آخری
دختر قاب عکسی
عکاسی چهره نما
بلیط فروش باجة، سینما روشن
من با اونام عاشقیت داشتم
اما تا وقتی پای قبر آقام خاکم کنن
بدون فقط تویی
تو

ماچت کنم؟
ماچت می‌کنما

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...