۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

شب عید



هیچ پیدا نیست رمضان دیگه هم باشم و ببینم
در این یک مورد که دیگه مطمئنم چیزی نمی‌دونم
ولی خدا کنه سال دیگه هم همین‌طور و حتا بیشتر از مرور و احیای خودم لذت ببرم
به تو و به خودم نزدیک تر بشم
نمی‌دونم فردا فطره یا نه؟ من‌که دو سه روزی‌ست به استقبالش رفتم و می‌فهمم دوباره چطور انرژی‌ها زیر و زبر می‌شه
خدایا بابت همه آن‌چه که به‌ما بخشیدی و نبخشیدی ، برای همه لطف و مهری که به وجودم بخشیدی
برای نعماتت که جاری و سر موقع‌است
نه تردید بردار است و نه قابل باور
امسال فهمیدم که هنوز خودخواهی دارم.
فهمیدم که چطور آسمان‌ها را بی ستون برافراشتی؟
فهمید شکل اذکار با تفاوت داره، یکی قیفی و یکی بی‌انتها می‌ره
فهمیدم در تنهایی رمضان چه‌قدر متفاوت تر است
فهمیدم که ..............
برم نماز

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...