۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

راستی، هیچی




راستی


می‌دونی ساعت چنده؟
نه قیمتش
منظورم تایم، زمان بود
می‌دونی؟
خب الهی شکر نگران شدم یک لحظه نکنه یادت بره
ساعت چنده و هنوز بیدارم
شب خوش

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...