۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

قورباغه رو بنداز بالا ، برو جلو



چه سبزم
خنکم
عشقم امروز
به این هوای عاشق کش و دو نفره می‌گن چی؟
شاید به‌من ربطی نداشته باشه، چون کوپنم تک نفره اعلام ‌شده . حالا کی کار این تسهیم رو به عهده داره؟
شرمنده تم خدا که نمی‌تونم بندازم گردن شما
تصمیم دارم صادقانه قصور را به گردن بگیرم
به شما چه ربطی داره که من بلدم یا نیستم با مردم چطور برخورد کنم؟

برای همین بهتره کماکان به آسمان تهران بپردازیم که قشنگ است و عاشق کشده دقیقه پیش یهو گونی تگرگا پاره شد و واوووووو چه کرد با آسمون تهرون
دیگه روزای آخر بی سرو زبونیش رو پشت سر می‌ذاره
بعد از فطر دوباره خیابون‌ها رو سر و صدا و بلوا برمی‌داره و ما حتا آرامش کیهانی را از دست می‌دیم
خدا این روزای قشنگ و خوب و بیشتر بذاره که مام باهاش کمی حال کنیم
منتی هم نداره
پاییزه
مگه می‌شه بگیم: اوه. داره بارون می‌آد!!!! چه عجیب؟ ولی تگرگ کمی عجیبی داشت
من‌که پریا بیرون بود. تازه از در رفته بود، زنگ زدم که زود برگرد خونه
خندید گفت:
مامان. این موسمی‌ست و من کارم جدی. شاید پس فرداهم از این بدتر بباره
بذار برم کارم را تموم کنم
فوقش گاهی زیر سقف و مغازه و بعدش هم که با مترو می‌رم
راست می‌گفت.
باید اول از همه زشت ترین قورباغه رو خورد وقتی
نمی‌شه ازش اجتناب کرد
این بچه‌ها همیشه به ما درس می‌دن.
اما چون بچه می‌بینیم بهش توجه نداریم
خدا می‌دونه در زندگیم چند تا کار را نکردم چون یه دلیل هواشناسی براش داشتم
یا چه چیزها که بیهوده نکردم چون دربارهاش همین‌طور با وسواس فکر کردم

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...