۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

سربزنگاه، بیستون





نگفتم ؟
همیشه همین‌جاها
اتفاق می‌افته
نه؟
معمولا همین موقع‌ها شده؟
سر بزنگاه
نقطه‌ای که مطمئنی هیچ غباری در خط افق پیدا نیست



بعد از خودت می‌پرسی:
چرا همیشه همین‌طوری‌ها می‌شه؟

تو چی فکر می‌کنی؟



بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

خودتی

    دیگه داشت خیال برم می‌داشت یکی داره دنبال اتو ازم می‌گرده!! آخه مگه داریم کسی انقدر بی‌کار  باشه که روزی چند صد صفحه ورق بزنه؟ مگه این‌ک...