۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

شکرت واسه عصرونه



اول یه نفس عمیییییییق بکشم
بعد بگم برو شکر کن که به‌خیر گذشت
وگرنه اگه نبودی هم مجبور می‌شدی بشی تا بتونی از پس زبونم بربیای و یه خواب خوش داشته باشی
همه چیز به‌خیر گذشت
الهی شکر که تو سر جاتی و آب از آب باورم تکون نخورد
خب خیلی مهمه
تو بیا و یهو خدا رو از معادله و باورات بردار
نه؟
همین امام رضا رو از وسط مشهد بردار
ببین چه‌قدر به آمار دردمندان و بیماران شفا در رفته افزوده می‌شه
مگه الکی؟
این لنگر زمین و زمان تو نباشی، روی چی باشه؟
شما که هستی در کل هستی پخش می‌شه روی من‌یکی خیلی فشار نمی‌آد
یادم باشه یه سجدة شکر بکنم که امشب قراره یه خواب راحت بکنم
فعلا برم مراسم عصرگاهی و بعد از نماز با شارژ تازه برگردونم
بریم دوباره سر اصل مطلب خودمون
نقصان و کاستی‌های هستی
یک بغل امن و مهربان

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...