۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

افطاریه



موقع افطار و یه نموره دلم گرفت


ماه مبارک رو به اتمام و مردم بعد از اون از مود خوب بودن در می‌آن و فضا سنگین می‌شه
رعد برق می‌زنه، آسمون نگاه عاشقانه است
کوبنده، تاثیر گذار
به‌خاطر ماندنی
منم که مثل همیشه احوالم دانستنی‌ست
یعنی هر کی ندونه خودت که می‌فهمی یا نه؟
مثل من که دو روزه باطری خالی دارم بال بال می‌زنم که باورم رو سرجای باحالی که رفته نگهش دارم
من شرمنده‌ام که نتونستم ژنراتورم رو کاربندازم
شما هم که کمکی نمی‌کنی
منم که نمی‌خوام بگم نمی‌کنی، یعنی می‌کنی و کردی
الله اکبر
چی می‌گه؟
چرا این صوت این‌قدر به دل همه می‌شینه؟
چرا این مدلی وارد می‌شه؟ کلامی‌ست از دیگر اصوات هستی
اما شکوهمندی که همه وسعت بی‌نهایت را پوشش می‌ده
خدایا نگاهم کن

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...