۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

قدردانی‌ ، نیمه جهانی




از اون‌هایی که نمی‌شناسم‌شون
اما اونا منو می‌شناسن
از اون‌هایی که
وقتی لاستیک حیاتم پنچر می‌شه
حتا اگر با یک نیم خط منو
بهخودم می‌آرن
از اون‌هایی که غلط‌های دیکته‌ایم را می‌گرفتن
از اون‌ها که نشونم دادن
مردم هزاران نقاب می ذارن
ازاون‌ها که یادم دادن می‌شه
بی‌چشم‌داشت، بی‌رابطة هم‌خونی
بی‌اون‌که هر روز با یکی چشم تو چشم بشی
از این‌که به دلیلی از کسی چیزی بخوای
تو رو دوست دارن، با تو ارتباط برقرار می‌کنند
از غیبتت نگران می‌شن
باید تشکر کنم از همه اون‌ها که
به وقت زایش و درد به امید بودن‌شون، نوشتم
و آرام‌تر شدم
از اون‌ها که به‌خاطرشون دائم مواظبم
کم نیارم و هم‌چنان نشون بدم
تا سیب هست
تا انارهای بالکنی و
امین الدوله‌ها هستند
انسان خدا هم حقیقت دارد

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...