۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

لنز



بعضی آدم‌ها مثل یک لنز عمل می‌کنند
لنزی که وقتی روی دوربین نصب می‌شه، تصاویر دگرگونه
و محتوی عوض می‌شه
همه چیز زیبا و تو در حضور اون ها نمی‌تونی به اندوه
به یاس و یا خشم برسی
مثل یک فیلتر در زندگی می‌شن که، تو بیشتر می‌تونی با اون‌ها زندگی را دوست داشته باشی
نمی‌دونم تعبیر درست‌تر از لنزش چی می‌تونه باشه؟
عینک؟ اونم در همون خانوادة لنز جا می‌گیره
به هر حال ما به یه شستشو دهندة چشم‌ احتیاج داریم شاید؟
یکی که به باورمون رنگ امید و زیبایی رنگین کمان را بزنه
یکی که
کمک کنه زندگی رو بیشتر دوست داشته باشیم
خوش‌حال‌تر باشیم .
اوه ه ه ه
چه احساسات خوب و تازه‌ای که با ورود یک خوب می‌تونه تو رو لبریز کنه
و این‌که چرا ما نمی‌تونیم اون خوب برای دیگری بشیم
یا دیگری برای ما؟

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...