۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

حج ابراهیمی



ولی ناگفته نمونه معجز، حج
نمی دونم چه رازی در این سفر نهفته که هر که پاش به اون‌جا می‌رسه
یکی دیگه برمی‌گرده؟ باور کن. نمونه‌های بسیاری دیدم
از جمله خانم‌والده خودم
انگار تا قبلش معطل و بلاتکلیفن ولی اون‌جا چه اتفاقی می‌افته که انگار
یه لایه از روی ذات‌شون می‌ره کنار. باور کن
شاید وقتی می‌رن ترس‌شون از همه چیز می‌ریزه؟
از خدا، قیامت و .......... یا هرچیزی که به‌خاطرش این سفر را رفتن
برخی می‌رن مجوز کلاه‌برداری می‌گیرن
بعضی، مجوزات دیگه.
ولی هر چه هست پدیده‌ای فوق‌ بشری در اون‌جا رخ می‌ده
که هر که هر آن‌چه که هست را نشون می ده
انگار با انرژی بالای جده، فیوزهای خاموش فعال می‌شه
شاید هم به نوعی آزمون مبتلا می‌شن؟
به هر حال که به نظرم مثل مصرف مواد روان‌گردان " اسید ، ال‌اس‌دی " باید کسی امتحانش کنه که
درونش شیشه خورده نداشته باشه.
وگرنه تا ته درونش می‌زنه بیرون

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...