۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

من هستم چون تو هستی


عکس
و از جایی که هیچ‌وقت کم نمی‌آرم و همیشه فقط به مبارزه علیه آن‌که در آفرینش مرا نفی کرد

آمادة تحریک و مبارزه‌ام
باید به عرض هستی و بیماری پریا و جناب ابلیس و لشکریان نسناس‌ . .......... و هرآن‌چه که خلق کردی واز آن آگاه نیستم و اون‌ها ذاتا نسبت به انسان کِرمی باطنی دارند . پیش کسوت‌شان " ذهنم " برسانم
هیچ‌موقع، حتا در بیست روز کما، حتا در مرگ کلینیکی و حتا زمانی که از چهارطبقه پرید
و حتا در اوج فهمیدن بیماری کانسرش
کم نیاوردم و نخواهم آورد
اگر بناست ایمان من و باورم همه بند چهارتا روزمرگی بشه که معمولا درش خود می‌بازیم
باید بگم که این‌جانب سخت شرمنده که عقب نشینی‌ام نشاید
ایمانم را محکم چسبیدم و به حقارت این جهانی و ذلت وا ندادم و نمی‌دم
جز برابر تو سجده نکردم
چون به لایق سجود بودنت ایمان دارم
عهدی که با خود یا با تو بستم را
همیشه در شیشة جان دارم
و هرگزم ناامیدی از تو نشاید

حیف شد.
چه زود پیر شدیم
پس
هستم و مبارزه می‌کنم چون
به چیزی ایمان دارم که در ابزار کلمه نگنجد
این‌جاست لحظة معجزة انسان خدا
باور به‌تو،‌به نیکی هستی

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...