۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

منه گمشده



از صبح گم شدم
کسی از من خبر نداره؟
می‌ترسم بره یه بلایی سر خودش بیاره
هیچ‌موقع پابرهنه به کوچه نمی‌زد
اما امروز بی چارقد و ارسی
زد به خیابون
تا ظهر می‌خواست بزنه به جاده
فرودگاه یه هم‌چین چیزایی
خدا عاقبت و من را به خیر کنه
لطفا هر کسی دیدش
گوشش را بگیره و برای من
بیاره‌

بخواه و بمان

  اهای، با یکی از شما هستم که می‌دانم این‌جا سرک می‌کشید   برای چندمین مرتبه خواب تو را دیدم   خواب این‌که در بستر بیماری هستی و چند خانم از...