۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

تکنوآلرژی و مد




یه وقتی
یعنی اون زمونا که ما دخترخونه بودیم
هر دختری یه تعریفی برای خودش داشت
کسی هنوز مصنوعی نشده بود و لیلی نشون، لیلی داشت
موهای به رنگ لیل‌ش
بلندی، یلدا داشت
مرلین‌مونرو هم که کافر خدانشناس و از دوزخیان، اجنبی بود،
خودش شده بود تعریف بلوند
شاید سی همین که عصر کلاسیک کلی معنی داشت؟
اما حالا
همه لاکردارا یک شکل شدن
ابروها شیطونی و سربالا رفته
و قورباغه هم رنگ، ابوعطا گرفته
لب‌ها تزریقی ور قلمبیدِس
گونه‌ها ورپریدِس و .......... دیگه پایین‌تر خطرناک می‌شه
شدیم مثل ژاپونی‌ها
دیگه نمی‌شه کسی رو به‌سادگی در جمعیت پیدا کرد و شناخت
در نتیجه وقتی علی تعریف، مهین را برای شهین
می‌کنه ممکنه شهین فکر کنه داره نازی رو می‌گه
حتا هیکل‌هاشون، باهم کوچیک و بزرگ می‌شه
یهو می‌بینی همه از لاغری، رو به موت‌ا‌ند
نه که قحطی شده‌ست و نون نیست؟
اون‌وقت این‌ها ‌می‌شه مد؟
هیچ موقع نفهمیدم ِکی، چی، مد می‌شد
شرمنده بانوان شیک پوش
هنوزعاشق رخت و لباسای دورة خان جونم و
خب اینم مد منه
یادش بخیر دهة هفتاد
یه درمیون دوستان رفیق گرمابه گلستان مثل هم
رخت ولایت... عبا گیوه می‌پوشیدیم و کلی فیس می‌دادیم
که ما اینیم و ایران و اینا
ولی این حکمت تاتو و نخ ابرو و لاغری به سبک افریقایی‌ها نمی‌دونم چرا از بساط مد جمع نمی‌شه
چه مد طولانی بود لاکردار!!!



صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...