۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

صبح بخیر، هم سایه



هی
سلام، صبح بخیر
صبح آغاز هفتة این‌وریا بخیر و آخر هفتة اون‌وری‌ها بخیر
صبح انسان خدا بخیر، صبح من و تو بخیر
باید برم یه عالمه کار دارم
اما حیفم اومد این روز زیبا و پر از خیر و برکت رو مثل ماست شروع کنم
اگه کسی برات دعای خیر نکرد
خودت بکن و همگی برای هم دعای خیر کنیم
امید به هفته‌ای پر از نیکویی، پر از رضایت و پر از شادی
صبح بخیر هم محلی

صندوق‌خونه‌ی نیاز

    وقتی یه چیزی می‌خواهی جلوی چشمته ولی نمی‌بینی   مثل وقتی میری سر صندوق قدیمی ، کلی خرت و پرت درونش روی هم فشرده کردی و هر تکه که بیرون م...