۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

آدم برفی



شما که ما رو آفریدی
نمی‌شد یه آدم برفی بودم که بتونه این سردی، تنهایی رو
تحمل کنم
نلرزم
نترسم
یعنی اصلا دلی نباشه که چیزی آزارش بده
آدم برفی خوبی‌ش به اینه که مثل فصل‌ها
هر سال دوباره از نو زاده می‌شه و با بهار می‌میره
ولی زمستون بعدی دوباره سپید
سپید
سپید
به این دنیا می‌آد
شاید حتا کسی دلش نخواد صداش رو بشنوه و
با جمع‌کردن برف‌ها
یه آدم‌برفی درست کنه
شاید هم یه بچه بیاد و تو رو درست کنه
مهم اینه که تو تکراری نمی‌شی
هر روز سفید و تازه از نو دوباره زاده می‌شی
آب می‌شم و با بهارراهی به‌سمت و عمق و زیست می‌یابم و از بین سخت‌ترین سنگ‌ها راه باز می‌کنم و نرم و .........
...........آخ............... قلبم چند روزه درد می‌کنه.
ریتمش بهم ریخته
نمی‌دونم می‌خواد بایسته یا نه
اگه ایستاد هم شاید با آدم برفی امساله بیام
اگر رفتم
هر موقع یه برف اومد به یادم
یه آدم برفی بساز که نگاهش به خط افق نماسیده باشه
و لب‌هاش خندون باشه

کمایی سخت دردناک

    چند روز گذشته؟ هفته؟ چند هفته؟   یعنی کابوس نیست و کسی قرار نیست بیدارم که؟    خوب فکر کن. شاید کما یا اغماست. باور کن. من تجربه دارم. ا...