۱۳۸۵ مهر ۱۴, جمعه

غروب جمعه


مردم از خستگی
چیه ؟ خب پهلوم که کسی نیست بهش غر بزنم . اینجام غر نزنم ؟
عصر و غروب جمعه در راهه ؛ مواظب باشید غروب دلگیره جمعه شما رو نبره
موزیک خوب ، رایحه‌ی خوش ، آبی به دست و صورت به نیت حال خوب و یک فنجان چای یا قهوه که بشه احترام به خویشتن خویش
بعد می‌بینی همه چیز عوض می‌شه
حیف نیست این دو روزه عمر کسل باشیم؟
امروز و امشب و غروبش سهمیه ماست . برداشت کنیم

خمین، کوه بوجه

 این را در مجاز مجازی دیدم. سرچ کردم و با چشم خودم در گوگل مپ پیدا کردم.   کجای داستان‌یم؟ جادوجمبل؟     سی سال پیش از سر کنجکاوی در منزل شخ...